پرش به محتوا
خانه » بلاگ » بازدید سایت بالا رفته، اما فروش نه؟ چطور بفهمیم مشتری کجا از دست می رود

بازدید سایت بالا رفته، اما فروش نه؟ چطور بفهمیم مشتری کجا از دست می رود

افزایش بازدید همیشه به معنی افزایش فروش نیست

فرض کنید یک فروشگاه اینترنتی در ماه ۱۰ هزار بازدید داشته و ۲۰۰ سفارش ثبت کرده است. نرخ تبدیل آن ۲ درصد است. ماه بعد، با اجرای یک کمپین تبلیغاتی، بازدید به ۱۵ هزار می رسد، اما تعداد سفارش ها فقط به ۲۱۰ عدد افزایش پیدا می کند. ترافیک ۵۰ درصد بیشتر شده، ولی سفارش ها فقط ۵ درصد رشد کرده اند.

این مثال فرضی است، اما یک مسئله واقعی را نشان می دهد. تعداد بازدیدکنندگان به تنهایی معیار مناسبی برای سنجش موفقیت بازاریابی نیست. باید مشخص شود چه تعداد از بازدیدکنندگان قصد خرید دارند، چند نفر اقدام می کنند و در کدام مرحله از مسیر مشتری از دست می رود.

پیش از افزایش بودجه تبلیغات یا تغییر طراحی سایت، باید سه احتمال را بررسی کرد. مخاطبان نامناسب وارد سایت می شوند، پیشنهاد کسب و کار با نیاز آنها هماهنگ نیست یا در مسیر خرید و ثبت درخواست مانعی وجود دارد. هر کدام از این مشکلات راه حل متفاوتی دارد.

اول مشخص کنید فروش کم دقیقا به چه معناست

عبارت «فروش کم شده» می تواند وضعیت های متفاوتی را توصیف کند. ممکن است تعداد سفارش ها کاهش یافته باشد، میانگین مبلغ هر سفارش پایین آمده باشد یا درخواست های ورودی افزایش یافته باشند اما به قرارداد تبدیل نشوند.

برای مثال، فروشگاهی با ۱۰۰ سفارش و میانگین مبلغ ۲ میلیون تومان، ۲۰۰ میلیون تومان فروش دارد. اگر ماه بعد ۱۲۰ سفارش با میانگین مبلغ ۱.۵ میلیون تومان ثبت کند، تعداد سفارش ها ۲۰ درصد افزایش یافته، اما فروش کل به ۱۸۰ میلیون تومان کاهش پیدا کرده است.

بنابراین، دست کم چهار شاخص باید جداگانه بررسی شوند:

  • تعداد سفارش ها یا درخواست های مشتری
  • نرخ تبدیل بازدیدکننده به مشتری
  • میانگین ارزش هر سفارش
  • هزینه جذب مشتری

برای کسب و کارهای خدماتی، زمان پاسخ گویی به درخواست ها و درصد تبدیل تماس به مشتری نیز اهمیت دارد. ممکن است سایت درخواست های زیادی دریافت کند، اما پیگیری دیرهنگام یا نامتناسب بودن قیمت ها مانع فروش شود.

نرخ تبدیل را با عدد واقعی محاسبه کنید

نرخ تبدیل، درصدی از کاربران یا جلسات بازدید است که اقدام مورد نظر کسب و کار را انجام می دهند. این اقدام می تواند خرید، رزرو وقت، ثبت درخواست مشاوره یا تماس با واحد فروش باشد.

نرخ تبدیل = تعداد تبدیل ها تقسیم بر تعداد کاربران یا جلسات مورد بررسی، ضرب در ۱۰۰

مهم است که در طول مقایسه، تعریف نرخ تبدیل ثابت بماند. نرخ تبدیل مبتنی بر کاربر با نرخ تبدیل مبتنی بر جلسه یکسان نیست. همچنین کلیک روی دکمه خرید نباید به جای خرید تکمیل شده ثبت شود.

در مثال قبلی، ۲۰۰ خرید از ۱۰ هزار جلسه، نرخ تبدیل ۲ درصد ایجاد می کند. اگر تعداد جلسات ثابت بماند و نرخ تبدیل به ۲.۴ درصد برسد، خریدها به ۲۴۰ مورد افزایش می یابند. این یعنی ۴۰ سفارش بیشتر، بدون نیاز به جذب ترافیک جدید.

البته افزایش نرخ تبدیل زمانی ارزشمند است که در کنار سود، ارزش سفارش و کیفیت مشتری بررسی شود. بالا رفتن تعداد ثبت نام های رایگان یا درخواست های نامرتبط لزوما به معنی بهبود عملکرد کسب و کار نیست.

مشکل از کیفیت ترافیک است یا از خود سایت؟

همه بازدیدکنندگان با یک هدف وارد سایت نمی شوند. کسی که عبارت «قیمت تعمیر کولر گازی» را جستجو می کند، احتمالا به دریافت خدمات نزدیک تر است تا فردی که می خواهد بداند کولر گازی چگونه کار می کند.

برای تشخیص کیفیت ترافیک، اطلاعات را بر اساس چند معیار جدا کنید.

منبع ورودی: کاربران گوگل، تبلیغات کلیکی، شبکه های اجتماعی و لینک های سایت های دیگر را جداگانه بررسی کنید. ممکن است یک کمپین بازدید زیادی جذب کند، اما سهم کمی از این بازدیدها به مشتری تبدیل شود.

صفحه ورودی: عملکرد مقاله آموزشی را با صفحه محصول یا خدمات مقایسه نکنید، مگر اینکه هدف آنها یکسان باشد. مقاله ممکن است برای آگاهی بخشی طراحی شده باشد و کاربر پس از چند روز به صفحه خدمات برگردد.

دستگاه کاربر: نرخ تبدیل موبایل و دسکتاپ را جدا بررسی کنید. اگر بازدید موبایل بالاست ولی کاربران فرم را کمتر تکمیل می کنند، ممکن است مشکل از نحوه نمایش فرم یا مراحل ثبت درخواست باشد.

قصد جستجو: ورودی حاصل از عبارت های آموزشی را با جستجوهایی مانند «خرید»، «قیمت» یا «رزرو» مقایسه کنید. اگر صفحه ای برای جذب مشتری آماده شده، اما مخاطبان آن عمدتا دنبال اطلاعات عمومی هستند، باید تناسب صفحه با عبارت جستجو را بررسی کرد.

در Google Analytics 4 می توان عملکرد کانال ها و صفحات را بررسی کرد، به شرط آنکه رویدادهای مهم مانند خرید و ثبت موفق فرم درست تنظیم شده باشند.

پنج مرحله ای که ممکن است مشتری در آنها از دست برود

۱. کاربر وارد صفحه می شود، اما پیشنهاد را درک نمی کند

کاربر باید بتواند به سرعت بفهمد کسب و کار چه چیزی ارائه می کند، خدمت برای چه کسی مناسب است و قدم بعدی چیست. اگر تبلیغ درباره قیمت مشخصی صحبت می کند اما صفحه فقط توضیحات عمومی دارد، ممکن است کاربر احساس کند به صفحه اشتباهی وارد شده است.

عنوان صفحه، پیام تبلیغ و محتوای اصلی باید با هم هماهنگ باشند. اطلاعاتی مانند محدوده خدمات، شرایط مهم، روش دریافت قیمت و راه ارتباطی نباید در میان متن های طولانی پنهان شوند.

۲. کاربر علاقه نشان می دهد، اما اقدامی نمی کند

در این مرحله باید بررسی کرد آیا اقدام اصلی صفحه واضح است یا نه. عبارت هایی مانند «ثبت درخواست»، «مشاهده قیمت» و «رزرو وقت» زمانی مفیدند که دقیقا با اتفاقی که پس از کلیک رخ می دهد مطابقت داشته باشند.

کاربر باید بداند بعد از ثبت فرم چه اتفاقی می افتد. آیا برای برآورد قیمت با او تماس گرفته می شود؟ آیا امکان انتخاب زمان وجود دارد؟ آیا پیش از ثبت درخواست باید اطلاعات بیشتری ارائه کند؟

۳. کاربر فرم را شروع می کند، اما آن را نمی فرستد

فرم طولانی می تواند مانع ثبت درخواست شود، به ویژه اگر اطلاعات غیرضروری از همان ابتدا اجباری باشند. نام، شماره تماس و توضیح کوتاه درباره نیاز مشتری ممکن است برای شروع کافی باشد و اطلاعات تکمیلی بعدا دریافت شوند.

با این حال، حذف فیلدها نباید بر اساس حدس انجام شود. ابتدا نرخ شروع فرم و نرخ تکمیل آن را اندازه بگیرید. اگر کاربران در یک فیلد خاص متوقف می شوند، خطای اعتبارسنجی، پیام نامفهوم یا مشکل صفحه کلید موبایل را بررسی کنید.

۴. کاربر خرید را شروع می کند، اما سفارش نهایی نمی شود

پژوهش مؤسسه Baymard درباره تجربه خرید اینترنتی، میانگین جهانی رها کردن سبد خرید را حدود ۷۰ درصد گزارش می کند. این عدد به معنی آن نیست که همین میزان از مشتریان هر فروشگاه به دلیل طراحی نامناسب منصرف می شوند. برخی کاربران صرفا در حال مقایسه قیمت هستند یا هنوز قصد خرید ندارند.

با این حال، هزینه های اضافی، الزام به ایجاد حساب کاربری و پیچیدگی فرایند پرداخت از مواردی هستند که ارزش بررسی دارند. در فروشگاه خودتان بررسی کنید:

  • آیا هزینه ارسال پیش از مرحله نهایی مشخص است؟
  • آیا مبلغ نهایی سفارش به روشنی نمایش داده می شود؟
  • آیا خطاهای پرداخت ثبت و پیگیری می شوند؟
  • آیا خرید روی موبایل بدون مشکل انجام می شود؟
  • آیا شرایط بازگشت کالا و روش های پرداخت به راحتی قابل پیدا کردن هستند؟

منبع: Baymard Institute، تحقیقات تجربه کاربری پرداخت. https://baymard.com/research/checkout-usability

۵. درخواست ثبت می شود، اما به مشتری تبدیل نمی شود

در کسب و کارهای خدماتی، ارسال فرم پایان مسیر نیست. اگر تماس با تاخیر انجام شود، قیمت روشن نباشد یا مشتری نتواند پاسخ سوالش را دریافت کند، ممکن است به سراغ رقیب برود.

در این مرحله باید داده های سایت با اطلاعات تیم فروش مقایسه شوند. زمان اولین پاسخ، تعداد درخواست های واجد شرایط و درصد تبدیل درخواست به قرارداد نشان می دهند که مشکل احتمالا در کدام بخش قرار دارد.

اگر فرم های بیشتری دریافت می شوند ولی قراردادها رشد نمی کنند، ممکن است تبلیغات مخاطب نامناسب جذب کرده باشند یا پیگیری درخواست ها به موقع انجام نشود. در این وضعیت، تغییر ظاهر سایت به تنهایی راه حل نیست.

چطور رفتار کاربران را بررسی کنیم؟

ابزارهای تحلیل رفتار کمک می کنند مسیر کاربران و موانع احتمالی را شناسایی کنیم، اما به تنهایی علت افت فروش را اثبات نمی کنند.

در Google Analytics 4 می توان رویدادهایی مانند مشاهده محصول، افزودن به سبد خرید، شروع پرداخت و خرید را ثبت کرد. برای سایت خدماتی نیز می توان کلیک روی شماره تماس، شروع فرم و ارسال موفق آن را اندازه گرفت. تنظیم دقیق رویدادها ضروری است. کلیک روی دکمه ارسال نباید به اشتباه به عنوان ثبت موفق درخواست محاسبه شود.

ابزار Microsoft Clarity نیز نقشه حرارتی و بازپخش نشست کاربران را ارائه می دهد. این امکانات می توانند نشان دهند کاربران کجا کلیک می کنند، تا کجای صفحه پایین می روند و آیا در فرم یا مراحل خرید با مشکل مواجه می شوند.

مستندات رسمی: راهنمای نقشه حرارتی Clarity  

از این داده ها برای ساختن فرضیه استفاده کنید. مثلا اگر کاربران روی دکمه خرید کلیک می کنند ولی مرحله بعدی ثبت نمی شود، باید احتمال خطای فنی یا ابهام در مسیر را بررسی کرد. پس از اصلاح، نتیجه را با داده های جدید بسنجید.

یک برنامه عملی برای پیدا کردن مشکل فروش

برای شروع، لازم نیست همه صفحات سایت را همزمان تغییر دهید. یک مسیر درآمدزا را انتخاب کنید و مراحل زیر را انجام دهید.

اول، خط مبنا بسازید. تعداد جلسات، تعداد تبدیل ها، نرخ تبدیل، میانگین ارزش سفارش و منبع ورودی را در یک بازه مشخص ثبت کنید. اگر فروش فصلی است یا داده کمی دارید، بازه کوتاه ممکن است تصویر گمراه کننده ای بدهد.

دوم، مسیر مشتری را مرحله بندی کنید. برای فروشگاه، از مشاهده محصول تا خرید نهایی را بررسی کنید. برای سایت خدماتی، مسیر مشاهده خدمت، ثبت درخواست، تماس و تبدیل به مشتری را دنبال کنید.

سوم، بزرگ ترین افت را پیدا کنید. اگر بازدید بالاست ولی اقدام اولیه کم است، صفحه فرود و تناسب پیام را بررسی کنید. اگر خرید شروع می شود اما تکمیل نمی شود، هزینه نهایی و فرایند پرداخت را بررسی کنید. اگر درخواست زیاد است ولی قرارداد کم، کیفیت سرنخ ها و پیگیری فروش را تحلیل کنید.ممکن است در پاسخگویی ضعیف باشید یا نمی توانید کامل پاسخگوی مشتریان خود باشید  در این صور ت  این مقاله را به شما پیشنهاد می کنم 

چهارم، یک تغییر مشخص انجام دهید. برای مثال، هزینه ارسال را زودتر نمایش دهید یا یک فیلد غیرضروری فرم را حذف کنید. اگر چند عامل را همزمان تغییر دهید، تشخیص علت نتیجه دشوارتر می شود.

پنجم، نتیجه اقتصادی را بسنجید. فقط افزایش کلیک را بررسی نکنید. آیا خرید تکمیل شده بیشتر شده؟ آیا درخواست های واجد شرایط رشد کرده اند؟ آیا هزینه جذب مشتری کاهش یافته است؟

کسب و کارهای محلی هم باید مسیر جذب تا تبدیل را بررسی کنند

در کسب و کار محلی، فروش ممکن است مستقیما در سایت اتفاق نیفتد. کاربر شاید ابتدا یک خدمت را در گوگل جستجو کند، چند گزینه را مقایسه کند و بعد تماس بگیرد یا حضوری مراجعه کند. به همین دلیل، فقط شمارش خرید آنلاین نمی تواند تمام اثر بازاریابی را نشان دهد.

اطلاعات تماس و نشانی، محدوده خدمات، توضیح دقیق فعالیت و راه ارتباطی روشن در این مسیر اهمیت دارند. حضور در بسترهای معرفی کسب و کار نیز می تواند راهی برای دسترسی مخاطبان به اطلاعات باشد. برای نمونه، بازارول بستری  رایگان برای تبلیغ  کسب و کار در گوگل است، اما ثبت کسب و کار در یک دایرکتوری به تنهایی فروش را تضمین نمی کند. نتیجه باید با تعداد تماس های مرتبط و مشتریان جذب شده سنجیده شود.

برای کسب و کارهایی که از ابزارهای هوش مصنوعی یا اتوماسیون استفاده می کنند نیز اصل همین است. هر ابزار زمانی ارزشمند است که مسئله مشخصی را حل کند و اثر آن قابل اندازه گیری باشد. در مطلب هوش مصنوعی چطور فروش کسب و کارها را افزایش می دهد؟ می توان این موضوع را از زاویه کاربرد ابزارهای هوشمند در کسب و کار دنبال کرد.

جمع بندی

وقتی بازدید سایت بالا می رود اما فروش رشد نمی کند، اولین اقدام لزوما افزایش تبلیغات یا بازطراحی سایت نیست. باید مشخص شود چه سهمی از بازدیدکنندگان با قصد خرید وارد می شوند، در کدام مرحله از مسیر تبدیل خارج می شوند و آیا درخواست های ثبت شده به مشتری واقعی تبدیل می شوند یا نه.

تحلیل تفکیک شده ترافیک، بررسی قیف تبدیل، آزمایش فرم ها و مشاهده رفتار کاربران کمک می کنند به جای حدس زدن، مشکل را محدود کنید. سپس می توان یک تغییر مشخص را اجرا و نتیجه را با شاخصی سنجید که مستقیما به درآمد یا جذب مشتری مرتبط است.

هدف نهایی، بیشترین تعداد بازدید نیست. هدف جذب مخاطب مناسب و تبدیل بخشی از او به مشتری واقعی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Author